۱۰ فعالیت تلفظ ESL که باعث روان شدن واقعی مکالمه میشوند
فعالیتهای تلفظ ESL فاصله بین دانشآموزانی است که میتوانند انگلیسی را به خوبی بخوانند و دانشآموزانی که واقعاً میتوانند به آن صحبت کنند. شما میتوانید هفتهها واژگان را تمرین کنید، دستور زبان را در هر مقاله تصحیح کنید، و هنوز دانشآموزانی داشته باشید که به محض باز کردن دهانشان در یک مکالمه واقعی، خشکشان میزند. مشکل تقریباً هرگز دانش نیست - بلکه مهارت فیزیکی تولید صداهایی است که هرگز آموزش ندیدهاند. اینجاست که کار تلفظ هدفمند وارد عمل میشود. این 10 فعالیت به دانشآموزان شما تکرار لازم برای تقویت حافظه عضلانی، بازخورد برای خوداصلاحی و تنوع کافی برای درگیر ماندن در درس به درس را میدهد.
چرا تلفظ ESL شایسته زمان اختصاصی خود است؟
بیشتر برنامههای درسی ESL با تلفظ به عنوان یک افزودنی رفتار میکنند - چیزی که وقتی دانشآموزی کلمهای را اشتباه تلفظ میکند، به آن اشاره میکنید و سپس به سراغ بقیه میروید. تحقیق از مطالعات در زمینه اکتساب زبان دوم داستان متفاوتی را روایت میکند: آموزش تلفظ که صریح، سیستماتیک و مبتنی بر تکلیف باشد، پیشرفتهای قابل اندازهگیری در فهمپذیری ایجاد میکند، در حالی که اصلاح ضمنی به تنهایی تأثیر پایدار کمی دارد.[1]
برای زبانآموزان بزرگسال و نوجوان، هدف، قابل فهم بودن کلام است - نه حذف لهجه. لازم نیست زبانآموزان شبیه مجریان بیبیسی صحبت کنند؛ بلکه باید توسط طیف وسیعی از شنوندگان قابل درک باشند. این تغییر در چارچوببندی، اضطراب زیادی را در کلاس درس از بین میبرد و به دانشآموزان کمک میکند تا با میل بیشتری با تمرین تلفظ درگیر شوند.

دلیل دیگری برای اختصاص دادن زمان: اشتباهات تلفظی که خیلی زود تثبیت میشوند، بعداً به طرز فوقالعادهای سخت اصلاح میشوند. دانشآموزی که سه سال است به جای «seat» میگوید «sheet» حتی وقتی تفاوت را درک میکند، در برابر تغییر این الگو مقاومت خواهد کرد. زود مداخله کنید، به آن توجه متمرکز داشته باشید و هم خودتان و هم دانشآموزتان را از ناامیدی قابل توجه در آینده نجات دهید.
فعالیتهای تلفظ ESL که در واقع مهارتها را تقویت میکنند
۱. تمرینهای جفتی مینیمال - پایه و اساس
جفتهای مینیمال دو کلمهای هستند که دقیقاً در یک صدا با هم تفاوت دارند: کشتی/گوسفند, بیت/ضرب, نوازش/خفاش کردنآنها نان و کره آموزش تلفظ هستند زیرا دانش آموزان را برای شنیدن و تولید تمایزاتی که در زبان اولشان وجود ندارد، آموزش می دهند.

تمرین استاندارد به این صورت است: یک کلمه از هر دو نفر را بگویید، دانشآموزان یک کارت را بالا میگیرند (یا به ستونی روی کاغذ خود اشاره میکنند) تا مشخص کنند کدام کلمه را شنیدهاند. سپس آن را برمیگردانند - دانشآموزان کلمه را میگویند در حالی که شما کلمه را تشخیص میدهید. چیزی که این فعالیت را ماندگار میکند، حلقه بازخورد فوری است. دانشآموزان میتوانند خودشان بررسی کنند که آیا شکل دهان و موقعیت زبانشان درک درستی را در شنونده ایجاد میکند یا خیر.
برای اینکه مکالمه را به جای مکانیکی نگه دارید، جفتهای کوچکی را در یک بازی شنیداری سریع قرار دهید. جملهای بگویید که فقط با یک کلمه از این جفت کلمه معنی داشته باشد: « کشتی «داشت از بندر رد میشد.» دانشآموزان کلمه را شناسایی میکنند، سپس توضیح میدهند که چرا کلمهی دیگر معنی را تغییر میدهد. این کار علاوه بر تشخیص آوایی، پردازش معنایی را نیز اضافه میکند - دو پرنده، یک مته.
بهترین جفتها برای گروههای زبانآموزی مشترک:
- اسپانیایی زبانان: b/v، s/z، d/ð
- گویشوران چینی: r/l، sh/s، صامتهای پایانی
- گویشوران ژاپنی: r/l، v/b، si/shi
- گویشوران کرهای: p/f، b/v، l/r
۲. زبانپیچها - فقط برای بچهها نیستند
پیچشهای زبانی به عنوان نوآوریهای کلاس درس شهرت دارند، اما واقعاً برای تمرین سریع واجهای خاص مؤثر هستند. هدف این نیست که آنها را کاملاً تلفظ کنید - بلکه این است که یک صدا را جدا کرده و آن را به اندازه کافی سریع تکرار کنید تا دانشآموزان بتوانند احساس کنند که آیا آن را به درستی تولید میکنند یا خیر.

سعی کنید پیچشهای زبانی را در سه مرحله آموزش دهید. اول، پیچش را با نصف سرعت و با اغراق در صدای هدف بگویید. دوم، از دانشآموزان بخواهید آن را زمزمه کنند - زمزمه کردن باعث میشود دهان در موقعیت دقیقتری قرار گیرد. سوم، آن را با حداکثر سرعت بگویید و اشتباهات را با خوشرویی بپذیرید. خندهای که وقتی همه به طور اتفاقی به جملهی «او کنار ساحل صدف میفروشد» برمیخورند، به گوش میرسد، یک کاهشدهندهی واقعی استرس است که باعث میشود دانشآموزان تمایل بیشتری به امتحان کردن صداهایی که از آنها مطمئن نیستند، داشته باشند.
پیچشهای کوتاه خودتان را بنویسید که صداهای مشکلساز خاص کلاستان را هدف قرار میدهند. برای کلاسی که با /θ/ (صدای «th») مشکل دارد: «سه دزد لاغر هزار فکر کردند.» ده ثانیه، تکرار زیاد، بازخورد فوری در مورد اینکه آیا زبان با دندانها تماس پیدا میکند یا خیر.
۳. ضبط و مقایسه - خود نظارتی که ماندگار است
دانشآموزان اغلب اولین باری که صدای خودشان را میشنوند شوکه میشوند. این شوک مفید است. فعالیتهای ضبط، عادت فراشناختی مقایسهی خروجی خود با یک مدل هدف را ایجاد میکند - که دقیقاً همان کاری است که زبانآموزان مستقل در خارج از کلاس انجام میدهند.

تنظیمات ساده است. به دانشآموزان یک پاراگراف کوتاه بدهید - ۳-۴ جمله، که حول صداهای هدف شما ساخته شده باشد. یک صدای ضبطشدهی نمونه (صدای خودتان، کلیپی از یک پادکست یا یک ابزار تبدیل متن به گفتار مانند) را پخش کنید. یازدهلبز). دانشآموزان با استفاده از تلفنهای خود، صدای خود را در حال خواندن همان متن ضبط میکنند. سپس دوباره گوش میدهند و آن را مقایسه میکنند. از آنها بخواهید یک لحظه خاص را که تلفظ آنها از مدل متفاوت بوده است، شناسایی کنند.
جادو در خودِ صدای ضبطشده نیست - در گوش دادن دوباره به آن است. دانشآموزانی که سالها صدایی را اشتباه تلفظ میکردند، اغلب نمیتوانند آن خطا را در زمان واقعی بشنوند. صدای ضبطشده فاصلهی شناختی کافی ایجاد میکند تا آنها ناگهان متوجه چیزی شوند که همه در تمام این مدت متوجه آن بودند. جو را کمفشار نگه دارید: همه، از جمله معلم، آنچه را که کشف کردهاند به اشتراک میگذارند.
۴. دست زدن با تاکید جمله
انگلیسی یک زبان با زمان تأکیدی است، به این معنی که هجاها در فواصل منظم نمیآیند - هجاهای تأکیدی این کار را میکنند. این ریتم یکی از گیجکنندهترین جنبههای انگلیسی برای گویشوران زبانهای با زمان تأکیدی مانند فرانسوی، اسپانیایی، ژاپنی یا ماندارین است. اگر دانشآموزان الگوی تأکید را نشنوند و تولید نکنند، حتی وقتی هر کلمه به طور جداگانه به درستی تلفظ میشود، صدایشان غیرطبیعی به نظر میرسد.
فعالیتهای دست زدن، نامرئیها را مرئی میکند. جملهای روی تخته بنویسید. هجاهای تأکید شده را علامت بزنید. آن را با هم بگویید در حالی که دانشآموزان روی هر ضرب تأکید شده دست میزنند. سپس دوباره آن را بدون دست زدن بگویید و سعی کنید همان ریتم را حفظ کنید. این کار جواب میدهد زیرا به دانشآموزان یک تکیهگاه فیزیکی برای چیزی که نمیتوانند ببینند میدهد.
با تأکید متضاد، آن را بیشتر پیش ببرید. «او» خوردند «سیب را» (نه اینکه آن را دزدید) در مقابل «او سیب را خورد» سیب«(نه پرتقال) در مقابل»او «سیب را خوردم» (نه برادرش). دانشآموزان باید بر اساس زمینهای که به آنها میدهید، تصمیم بگیرند که کدام کلمه تأکید دارد. این کار آواشناسی را به کاربردشناسی تبدیل میکند - ناگهان تلفظ مربوط به ارتباط است، نه فقط تولید صدا.
۵. خواندن سایهای - همگامسازی با یک گوینده بومی
تکنیک سایهزنی (Shadowing) تکنیکی است که در آن همزمان با ضبط صدا، ریتم، لحن و استرس گوینده را در لحظه تقلید میکنید. این تکنیک توسط مترجمان حرفهای و بسیاری از موفقترین زبانآموزان جهان استفاده میشود، دقیقاً به این دلیل که توجه چند کاناله را به خود جلب میکند: شما همزمان معنی، صدا و خروجی خودتان را زیر نظر دارید.

در کلاس درس، از یک کلیپ کوتاه ۳۰ تا ۶۰ ثانیهای از یک پادکست، اخبار یا ویدیوی یوتیوب استفاده کنید. یک بار آن را برای درک مطلب پخش کنید. دوباره پخش کنید و از دانشآموزان بخواهید با صدای بلند آن را سایه بزنند. سپس برای بار سوم آن را پخش کنید در حالی که دانشآموزان سایه میزنند اما نگاه خود را از هرگونه متن متنی برمیگردانند. نسخه بدون متن جایی است که انتقال واقعی اتفاق میافتد.
دستورالعمل کلیدی: هنگام سایه زدن نگران فهمیدن تک تک کلمات نباشید. هدف، سوار شدن بر موج صدا است. دانشآموزانی که برای پردازش معنی مکث میکنند، از ضبط عقب میمانند و از مزیت آوایی آن بیبهره میمانند. قبل از شروع، این موضوع را برای آنها خلاصه کنید - این کار اضطراب شناختی ناشی از نفهمیدن 100% را کاهش میدهد.
۶. نمودارهای آهنگ کلام — تلفظ تصویری
بیشتر دانشآموزان فکر میکنند آهنگ کلام انتزاعی است - چیزی که یا دارید یا ندارید. کشیدن آن، آن را ملموس میکند. جملهای روی تخته بنویسید و بالای کلمات خطی بکشید که با صدای شما هنگام بیان آن بالا و پایین برود. دانشآموزان نمودار شما را کپی میکنند، سپس سعی میکنند الگوی آهنگ کلام را با استفاده از نمودار به عنوان راهنما، بازتولید کنند.

این امر به ویژه برای سوالات بله/خیر (لحن صعودی در بسیاری از انواع انگلیسی)، لحن لیست (افزایش-افزایش-افزایش-کاهش) و الگوی «صحبت من تمام نشده است» که باعث میشود مکالمه در جریان باشد، مفید است. اینها فقط ویژگیهای تلفظ نیستند - بلکه ابزارهای مکالمه هستند. دانشآموزی که با لحن یکنواخت میگوید «قهوه، چای یا آبمیوه میل دارید؟» بیادبانه یا گیج به نظر میرسد. همان کلمات با ملودی مناسب، گرم و شایسته به نظر میرسند.
برای فعالیتهای گفتاری ESL برای تمرین آهنگ صدا، از دانشآموزان بخواهید دو نسخه از یک مصراع را ضبط کنند - یکی با آهنگ یکنواخت و دیگری با الگوی مورد نظر - و اجازه دهید کلاس رأی دهد که کدام یک طبیعیتر به نظر میرسد. این تضاد، نکته را بسیار بهتر از هر توضیحی بیان میکند.
۷. بینگو جفت مینیمال
ارزش آموزشی جفتهای مینیمال را در نظر بگیرید و آن را در قالبی بپیچید که دانشآموزان از قبل دوست دارند. کارتهای بینگو درست کنید که هر مربع آن شامل یک کلمه از جفتهای مینیمال مختلف باشد. به عنوان گوینده، جملاتی را میگویید که در آن یکی از جفتها ظاهر میشود. دانشآموزان باید با دقت گوش دهند تا مربع درست را علامت بزنند - زیرا «کشتی» و «گوسفند» هر دو روی کارت هستند و شما همین الان یکی از آنها را گفتید.
زیبایی این بازی در توجه رقابتی است که ایجاد میکند. دانشآموزانی که در طول یک تمرین استاندارد حواسشان پرت میشود، در طول بینگو به جلو خم میشوند زیرا نگران از دست دادن خانه خود هستند. جملات فراخوان را کمی مبهم نگه دارید - "من آن را در آب دیدم" میتواند به "کشتی" یا "گوسفند" اشاره کند تا زمانی که زمینه بیشتری اضافه کنید. این ابهام دقیقاً همان پردازش زبانی است که شما میخواهید.
۸. سرعت تلفظ، قرار ملاقات
دو صندلی روبروی هم بچینید. هر دانشآموز یک کارت با یک کلمه یا عبارت کوتاه حاوی صداهای دشوار دریافت میکند. آنها ۹۰ ثانیه فرصت دارند تا آن را برای شریک خود تلفظ کنند، بازخورد بگیرند و سعی کنند آن را بهبود بخشند - سپس یک ردیف میچرخد و آنها با یک شریک جدید تکرار میکنند.

قالبهای دوستیابی سریع، تکرار کمریسک ایجاد میکنند. دانشآموزان یک کلمه را به ۶ تا ۸ نفر مختلف میگویند و هر بار بر اساس بازخورد، آن را کمی اصلاح میکنند. در پایان دوره، اکثر دانشآموزان پیشرفت قابل اندازهگیری در صدای هدف خود داشتهاند - و ۶ تا ۸ تعامل اجتماعی کوتاه به زبان انگلیسی داشتهاند، که کل نکتهی اصلی همین است. تمرین مکالمه انگلیسی.
۹. کارتهای واجشناسی قطعهای
برای کلاسهای سطح پایینتر یا زبانآموزانی که با الفبای واجشناسی آشنا نشدهاند، سیستم کارتی به خوبی کار میکند. مجموعهای از کارتهای مصور ایجاد کنید که هر کدام یک واج واحد را نشان میدهند - موقعیت دهان، یک کلمه کلیدی و نماد IPA. سعی نکنید کل IPA را به طور همزمان آموزش دهید. روی ۶ تا ۱۰ صدایی تمرکز کنید که بیشترین مشکلات فهم را برای کلاس خاص شما ایجاد میکنند.
از کارتها به عنوان یک تمرین سریع برای گرم کردن استفاده کنید: یک کارت را نشان دهید، دانشآموزان صدای آن را تولید میکنند؛ یک صدا بگویید، دانشآموزان کارت را پیدا میکنند. سپس آنها را در کار در سطح کلمه و جمله ادغام کنید. دانشآموزانی که به آنها یاد داده شده است که نماد واج را با موقعیت دهان مرتبط کنند، یک ابزار خوداصلاحی دارند که میتوانند به طور مستقل از آن استفاده کنند - که دقیقاً همان چیزی است که شما میخواهید آنها را توسعه دهید.
پیوند دادن کارتهای واج به بازیهای واژگان ESL ارزش را چند برابر میکند: وقتی دانشآموزان با یک کلمه جدید روبرو میشوند، میتوانند آن را به واجهایی که قبلاً تمرین کردهاند تجزیه کنند و قبل از اینکه آن را با صدای بلند بگویند، یک نقشه تلفظ ذهنی بسازند.
۱۰. تمرکز هفتگی بر تلفظ
به جای اینکه تلفظ را به عنوان یک فعالیت جداگانه در نظر بگیرید، سعی کنید هر هفته یک صدا را به عنوان تمرکز آوایی کلاس تعیین کنید. آن را روی تخته بچسبانید. هر بار که دانشآموزی از کلمهای حاوی آن صدا استفاده میکند، کلاس آن را علامت میزند. دانشآموزان میتوانند برای تلفظ صحیح آن در گفتار خودجوش - نه در طول تمرین، بلکه در مکالمه واقعی در کلاس درس - امتیاز کسب کنند.
این کار عادتهای توجه کردن را در آنها ایجاد میکند. وقتی دانشآموزان میدانند که تمرکز این هفته روی صدای /v/ است، شروع به بررسی زبان اطراف خود برای یافتن آن میکنند. آنها آن را در متن کتاب درسی، در سخنرانی معلم، در آهنگهای تلفن همراه خود متوجه میشوند. این توجه فراگیر، یادگیری را به گونهای تسریع میکند که حتی بهترین تمرینهای ۱۰ دقیقهای نیز قادر به انجام آن نیستند.
گنجاندن تلفظ در دروس موجود شما
لازم نیست برنامه درسی خود را برای ایجاد فضا برای کار تلفظ، از نو طراحی کنید. سه تا پنج دقیقه در شروع کلاس - یک تمرین زبان، یک تمرین جفتی حداقلی، یا سایه سریع یک کلیپ 30 ثانیهای - برای ایجاد ثبات کافی است. ثبات چیزی است که عادت خودنظارتی آوایی را ایجاد میکند.
فعالیتهای بالا از مبتدی تا پیشرفته متغیر هستند. جفتهای حداقلی و استرس جمله در هر سطحی کار میکنند؛ نمودارهای آهنگ کلام و ضبط و مقایسه به ویژه برای زبانآموزان سطح متوسط تا پیشرفته که از قبل زبان کافی برای پردازش بازخورد دارند، قدرتمند هستند. قرار ملاقات سریع و بینگو در تمام سنین و سطوح مهارت مؤثر است زیرا قالب، تعامل را به همراه دارد در حالی که آواشناسی، آموزش را انجام میدهد.
نکتهای در مورد تصحیح خطا در طول تمرین تلفظ: از آن با دقت استفاده کنید. متوقف کردن یک دانشآموز در اواسط جمله برای تصحیح یک صدا، روانی کلام او را مختل میکند. بهتر است خطا را یادداشت کنید، آن را به عنوان یک الگوی کلاسی در پایان فعالیت مطرح کنید و سپس در درس بعدی، تمرینی پیرامون آن صدای خاص ترتیب دهید. تلفظ یک مهارت فیزیکی است - از طریق تکرار هدفمند و تمرین کم اضطراب بهبود مییابد، نه از طریق وقفههای مداوم.
تماشا کنید: بازیهای تلفظ ESL در عمل
برای نمایش عملی این فعالیتها در کلاس درس، این ویدیو بازیهای برتر تلفظ مورد استفاده معلمان باتجربه ESL را تجزیه و تحلیل میکند:
ساختن یک کلاس درس با تلفظ مثبت
بزرگترین مانع برای بهبود تلفظ، مشکل آوایی نیست - ترس است. زبانآموزان بزرگسال به طور خاص اضطراب قابل توجهی در مورد صحبت کردن متفاوت از اطرافیانشان، مورد تمسخر قرار گرفتن یا نشان دادن وضعیت مهاجر یا خارجی خود از طریق لهجهشان دارند.
شما از طریق هنجارهایی که در هفته اول تعیین میکنید، یک کلاس درس با تلفظ مثبت ایجاد میکنید. با دانشآموزان بخندید، نه به آنها. خودتان الگوی تلفظ ناقص باشید - چند صدا از زبان مادری دانشآموزانتان را امتحان کنید و بگذارید آنها شما را اصلاح کنند. صداهای ضبط شده از چهرههای عمومی محترم را که انگلیسی را با لهجههای غلیظ صحبت میکنند، به اشتراک بگذارید. هدف، قابل فهم بودن و رشد است، نه انطباق با یک استاندارد ایدهآل گویشور بومی که اکثر دانشآموزان هرگز به آن نیاز نخواهند داشت و به هر حال مفید هم نخواهند یافت.
وقتی دانشآموزان تلفظ را به عنوان مهارتی برای توسعه ببینند نه نقصی برای پنهان کردن، داوطلبانه تمرین میکنند، با میل و رغبت به دنبال بازخورد میروند و به مرور زمان پیشرفت میکنند. این کل نکتهی هر فعالیتی در این لیست است - نه فقط تمرین صداها، بلکه ایجاد عادت اهمیت دادن به نحوهی تلفظ و داشتن ابزارهایی برای بهبود آن.
منابع
- مطالعات در اکتساب زبان دوم (انتشارات دانشگاه کمبریج) — تحقیقات داوریشده توسط همتایان در مورد آموزش تلفظ و قابلیت فهم در زمینههای ESL.
- فصلنامه TESOL — مجلهای تخصصی که تحقیقات تلفظ مبتنی بر کلاس درس و کاربردهای آموزشی را پوشش میدهد.
- وبلاگ کمبریج ELT: آموزش تلفظ - 5 نکته — راهنماییهای کاربردی از کمبریج انگلیسی در مورد ادغام تلفظ در دروس ESL.
