اصطلاحات مربوط به حیوانات: ۱۵ اصطلاح انگلیسی جالب که باید بدانید
اصطلاحات مربوط به حیوانات این عبارات از رنگارنگترین و سرگرمکنندهترین عبارات در زبان انگلیسی هستند. این عبارات از حیوانات برای توصیف موقعیتهای روزمره استفاده میکنند - و وقتی آنها را یاد بگیرید، همه جا آنها را خواهید شنید!

زبان انگلیسی به پایان رسیده است ۲۵۰۰۰ اصطلاحو بسیاری از بهترین آنها شامل حیوانات میشود. چه در حال مطالعه برای امتحان زبان انگلیسی باشید، چه در حال آماده شدن برای آزمون زبان انگلیسی کمبریجیا فقط میخواهید در مکالمه طبیعیتر به نظر برسید، یادگیری اصطلاحات مربوط به حیوانات یکی از سریعترین راهها برای ارتقای سطح زبان انگلیسی شماست.
امروز ما ۱۷ اصطلاح ضروری مربوط به حیوانات را که در فیلمها، مکالمات و زبان انگلیسی روزمره با آنها مواجه میشوید، به همراه فعالیتهای کلاسی اضافی برای کمک به تمرین شما، پوشش میدهیم.
اصطلاحات چیستند؟
اصطلاحات عباراتی هستند که ما برای مقایسه موقعیتها استفاده میکنیم. آنها یک خلاصهنویسی هستند - راهی برای انتقال سریع یک ایده بدون نیاز به توضیح همه چیز. معنی آنها تحتاللفظی نیست؛ بلکه مجازی است. برای مثال، وقتی کسی میگوید «باران گربه و سگ میبارد»، هیچ حیوانی از آسمان نمیبارد. این به سادگی به این معنی است که باران خیلی شدید میبارد.
اصطلاحات در هر زبانی وجود دارند، اما زبان انگلیسی به طور ویژهای سرشار از آنهاست. آموزش EF اصطلاحات را بخش اساسی از روان صحبت کردن میداند، زیرا گویشوران بومی دائماً از آنها استفاده میکنند، بدون اینکه حتی به آن فکر کنند. اگر آنها را ندانید، نیمی از معنی مکالمات روزمره را از دست خواهید داد.
۱. اسبهایتان را نگه دارید

معنی: صبر کن یا سرعتت رو کم کن.
مثال: «صبر کن! ما هنوز آمادهی رفتن نیستیم!»
مبدا: از زمانی که مردم با اسب سفر میکردند. «نگه داشتن اسبها» به معنای کشیدن افسار و جلوگیری از حرکت اسبها بود.
نکته استفاده: این یک عبارت خودمانی و دوستانه است. وقتی کسی خیلی بیصبر است، از آن با دوستان و خانواده استفاده کنید. ممکن است شنیده باشید که والدین این را به کودکان هیجانزده میگویند، یا یک رئیس ممکن است آن را به تیمی که با عجله در حال انجام یک پروژه است بگوید.
۲. بگذارید گربه از کیسه بیرون بیاید

معنی: یک راز را فاش کردن.
مثال: «درباره مهمانی غافلگیرکننده به کسی چیزی نگو - نمیخواهیم رازمان فاش شود.»
مبدا: احتمالاً از قصابهای متقلبی که به جای خوک، گربهها را در کیسه میگذاشتند. وقتی گربه فرار کرد، راز فاش شد!
نکته استفاده: این اصطلاح هم در موقعیتهای غیررسمی و هم نیمهرسمی کاربرد خوبی دارد. میتوانید از آن هنگام صحبت در مورد هر نوع راز فاششدهای، از سورپرایزهای تولد گرفته تا اطلاعیههای تجاری، استفاده کنید.
۳. فیل در اتاق

معنی: یک مشکل یا موضوع واضح که همه از آن اجتناب میکنند.
مثال: «ما باید مشکل اصلی را حل کنیم - پروژه از بودجهی تعیینشده بیشتر شده است.»
مبدا: تصور کنید در اتاقی با یک فیل نشستهاید، اما همه وانمود میکنند که فیل آنجا نیست. به همین سادگی میتوان فهمید که موضوع نادیده گرفته شده چقدر واضح است!
نکته استفاده: این یک عبارت قدرتمند برای جلسات و مکالمات جدی است. این یک روش مودبانه برای مطرح کردن یک حقیقت ناخوشایند است. شما آن را در بحثهای تجاری، سیاسی و خانوادگی خواهید شنید.
۴. باران گربهها و سگها

معنی: باران خیلی شدیدی میبارید.
مثال: «چتر بیار—اون بیرون داره بارون شدید میاد!»
مبدا: مشخص نیست، اما یک نظریه این است که باران شدید در انگلستان قدیم، حیوانات مرده را به درون زهکشهای طوفان میریخته است. نظریه دیگر آن را به اساطیر اسکاندیناوی مرتبط میکند.
نکته استفاده: این احتمالاً شناختهشدهترین اصطلاح انگلیسی در سراسر جهان است. این اصطلاح خودمانی و سرگرمکننده است - برای صحبتهای کوتاه در مورد آب و هوا عالی است. مردم بریتانیا به خصوص عاشق این اصطلاح هستند.
۵. اشتباه کردن
معنی: نگاه کردن به جای اشتباه یا فرض اشتباه کردن.
مثال: «اگر فکر میکنی ساندویچت را خوردم، داری اشتباه میکنی.»
مبدا: از سگهای شکاری که به درختانی که فکر میکنند طعمه در آنها پنهان شده پارس میکنند—اما گاهی اوقات درخت اشتباهی را انتخاب میکنند.
نکته استفاده: وقتی کسی شما را به کاری که نکردهاید متهم میکند، یا وقتی کسی در جای اشتباهی به دنبال پاسخ میگردد، از این عبارت استفاده کنید. این عبارت رک و صریح است اما بیادبانه نیست.
۶. پرندگان بیپر با هم گلهای میکنند

معنی: افرادی که علایق مشترکی دارند، معمولاً وقت خود را با هم میگذرانند.
مثال: «آن دو همیشه با هم هستند - کبوترهای همعقیده با هم پرواز میکنند.»
مبدا: پرندگان همنوع به صورت گروهی با هم پرواز میکنند. گنجشکها با گنجشکها، قوها با قوها.
نکته استفاده: این اصطلاح میتواند مثبت یا منفی باشد. میتوانید از آن برای توصیف بهترین دوستانی که علایق مشترکی دارند استفاده کنید، یا میتواند یک انتقاد ملایم باشد - اینکه به کسی پیشنهاد دهید با افراد نامناسبی معاشرت میکند.
۷. بگذارید سگهای خفته دراز بکشند

معنی: موقعیتی را که میتواند دردسرساز شود، برهم نزنید.
مثال: «میدانم میخواهی آن بحث قدیمی را پیش بکشی، اما بگذار سگهای خوابآلود دراز بکشند.»
مبدا: اگر سگی را که خوابیده است ناگهان بیدار کنید، ممکن است واکنش تهاجمی نشان دهد. بهتر است او را به حال خود بگذارید!
نکته استفاده: توصیههای عالی برای روابط و موقعیتهای کاری. از آن زمانی استفاده کنید که کسی میخواهد دوباره به اختلافی که قبلاً حل شده یا حداقل فراموش شده است، بپردازد.
۸. ماهی بیرون از آب
معنی: احساس ناراحتی در یک موقعیت ناآشنا.
مثال: «روز اول در مدرسه جدید، احساس میکردم مثل ماهیای هستم که از آب بیرون افتاده.»
مبدا: کاملاً واضح است - یک ماهی نمیتواند بیرون از آب زنده بماند. کاملاً از حالت طبیعی خود خارج شده است.
نکته استفاده: این اصطلاح برای توصیف تجربیات سفر، شغلهای جدید یا هر زمانی که خارج از منطقه امن خود هستید عالی است. دانشآموزان ESL اغلب با این اصطلاح ارتباط برقرار میکنند - یادگیری یک زبان در یک کشور جدید میتواند هر کسی را مانند ماهی بیرون از آب کند!
۹. مورچهها در شلوارتان
معنی: نمیتواند آرام بنشیند؛ بیقرار و بیقرار است.
مثال: «چرا نمیتونی آروم باشی؟ مورچه تو شلوارت رفته؟»
مبدا: تصور کنید شلوارتان پر از مورچه باشد—قطعاً باید به سختی راه بروید!
نکته استفاده: این وسیله بیشتر برای بچهها یا در موقعیتهای طنز استفاده میشود. معلمها این وسیله را برای دانشآموزان بیقرار دوست دارند. سبک و بازیگوش است - هرگز بدجنس نیست.
۱۰. تعقیب غاز وحشی

معنی: جستجوی بیهدف یا جستجوی چیزی دستنیافتنی.
مثال: «جستجوی جای پارک در مرکز شهر واقعاً کار سختی بود.»
مبدا: تعقیب غاز وحشی دشوار است زیرا آنها به طور غیرقابل پیشبینی پرواز میکنند. همچنین به یک مسابقه اسبدوانی در قرن شانزدهم اشاره دارد.
نکته استفاده: این عبارت برای توصیف تجربیات ناامیدکنندهای که در آنها وقت خود را برای جستجوی چیزی تلف کردهاید، عالی است. خرید اقلام فروختهشده، جستجوی کلیدهای گمشده، جستجوی آدرس با آدرسهای اشتباه - همه اینها از روی بیدقتی و بیدقتی است.
۱۱. گربه زبانت را خورده؟
معنی: چرا صحبت نمیکنی؟ (معمولاً وقتی کسی بهطور غیرمعمول ساکت است، پرسیده میشود.)
مثال: «تو معمولاً خیلی پرحرفی—گربه زبونت رو خورده؟»
مبدا: احتمالاً از شلاق «گربه نه دم»، نوعی شلاق که برای ملوانان استفاده میشد. صحبت کردن خارج از نوبت به معنای شلاق خوردن بود!
نکته استفاده: وقتی کسی ناگهان ساکت میشود، از این روش به شوخی استفاده کنید. این یک روش ملایم برای تشویق کسی به صحبت کردن است، به خصوص در بحثهای کلاسی یا مکالمات گروهی.
۱۲. کول بک
معنی: کسی را بر پشت خود حمل کردن.
مثال: «دخترم خسته بود، برای همین او را تا خانه کول کردم.»
مبدا: ممکن است از کلمه «pick-a-back» گرفته شده باشد که به نحوه حمل کردن یک خوک از قصابی اشاره دارد.
نکته استفاده: «piggyback» در انگلیسی تجاری نیز به یک فعل تبدیل شده است. ممکن است بشنوید که «let's piggyback on that idea» به معنی «بیایید بر اساس آنچه قبلاً گفته شده، ایدهای بسازیم» است. دو کاربرد با قیمت یکی!
۱۳. وقتی خوکها پرواز میکنند
معنی: اتفاقی که هرگز نخواهد افتاد.
مثال: «وقتی خوکها پرواز کنند، اتاقش را تمیز میکند.»
مبدا: خوکها نمیتوانند پرواز کنند، بنابراین این یک رویداد غیرممکن را توصیف میکند.
نکته استفاده: این یک عبارت کنایهآمیز است. وقتی مطمئن هستید که اتفاقی نمیافتد از آن استفاده کنید. این عبارت طنزآمیز است - نه خصمانه. فرهنگهای مختلف اصطلاحات مشابهی دارند: در ترکی میگویند «وقتی ماهی از درخت بالا میرود».
۱۴. اشک تمساح

معنی: گریه ساختگی یا غیرصادقانه؛ تظاهر به غمگین بودن.
مثال: «اشکهای تمساحش را باور نکن - واقعاً متاسف نیست.»
مبدا: باور باستانی مبنی بر اینکه تمساحها هنگام خوردن طعمه خود گریه میکنند و هنگام انجام کاری مضر، غمگین به نظر میرسند.
نکته استفاده: در این مورد مراقب باشید—اشک کسی را «اشک تمساح» خواندن اتهام سنگینی است. شما دارید میگویید که احساسات او کاملاً ساختگی است. فقط وقتی مطمئن هستید از این عبارت استفاده کنید.
۱۵. سحرخیز، کرم را میچشد
معنی: کسانی که اول اقدام میکنند، مزیت دارند.
مثال: «فروش از ساعت ۶ صبح شروع میشود—یادتان باشد، سحرخیز باشید، کرم را میچشید!»
مبدا: پرندگانی که زود از خواب بیدار میشوند، بهترین شانس را برای یافتن غذا دارند.
نکته استفاده: انگیزه عالی برای دانشجویان و کارگران. بسیاری از مشاغل به قیمتگذاری یا تخفیفهای «زودهنگام» اشاره میکنند. همچنین این عبارت متضاد را خواهید شنید: «موش دوم پنیر را میگیرد» (موش اول در تله گیر میافتد!).
۱۶. مشغول مثل زنبور

معنی: بسیار پرکار و سخت کوش.
مثال: «او مثل زنبور عسل مشغول آماده شدن برای عروسی بوده است.»
مبدا: زنبورها دائماً در حال کار هستند - گرده جمع میکنند، عسل درست میکنند و کندو خود را میسازند. به نظر میرسد آنها هرگز استراحت نمیکنند!
نکته استفاده: این همیشه یک تعریف است. وقتی کسی را «مثل زنبور پرمشغله» توصیف میکنید، در واقع اخلاق کاری او را ستایش میکنید. این جمله گرم و مثبت است و هم در موقعیتهای غیررسمی و هم در موقعیتهای حرفهای کاربرد دارد.
۱۷. با یک تیر دو نشان بزنید

معنی: با یک اقدام واحد، به دو هدف برسید.
مثال: «با دوچرخهسواری تا محل کار، میتوانم با یک تیر دو نشان بزنم - هم پول پسانداز کنم و هم ورزش کنم.»
مبدا: ایده اینکه آنقدر ماهر باشی که بتوانی با یک تیر دو نشان بزنی. خیلی کارآمد!
نکته استفاده: این یکی از مفیدترین اصطلاحات برای زندگی روزمره است. هر زمان که راهی هوشمندانه برای انجام دو کار به طور همزمان پیدا کردید، از آن استفاده کنید. برخی از گویندگان امروزی عبارت «با یک اسکن به دو پرنده غذا بده» را به عنوان یک جایگزین ملایمتر ترجیح میدهند!
فعالیتهای کلاسی برای تمرین اصطلاحات مربوط به حیوانات
در اینجا چند فعالیت عملی وجود دارد که معلمان و زبانآموزان خودآموز میتوانند برای تمرین این اصطلاحات از آنها استفاده کنند. دیکشنری کمبریج ابزاری عالی برای جستجوی مثالها و تلفظهای اضافی برای هر اصطلاح است.
فعالیت ۱: نمادهای اصطلاحی
هر اصطلاح را روی یک تکه کاغذ بنویسید. دانشآموزان به نوبت یک تکه کاغذ میکشند و بدون صحبت کردن، آن اصطلاح را اجرا میکنند. بقیه کلاس حدس میزنند کدام اصطلاح در حال اجرا است. تماشای «باران گربهها و سگها» و «مورچهها در شلوارتان» به خصوص سرگرمکننده است!
فعالیت ۲: زنجیره داستان
دانشآموزان در گروههای ۴ تا ۵ نفره، داستان کوتاهی مینویسند که حداقل از پنج اصطلاح حیوانی به طور طبیعی استفاده میکند. هر دانشآموز یک جمله به داستان اضافه میکند و باید شامل یک اصطلاح باشد. داستانها به طرز شگفتانگیزی خلاقانه و گاهی خندهدار میشوند.
فعالیت ۳: معنی را مطابقت دهید
دو ستون ایجاد کنید: اصطلاحات در سمت چپ، تعاریف در سمت راست. ترتیب را به هم بریزید و از دانشآموزان بخواهید خطوطی را رسم کنند که هر اصطلاح را به معنی صحیح آن متصل کند. این به عنوان یک تمرین گرم کردن یا یک آزمون سریع عالی عمل میکند.
فعالیت ۴: جستجوی اصطلاحات دنیای واقعی
دانشآموزان را به چالش بکشید تا اصطلاحات مربوط به حیوانات را در فیلمها، برنامههای تلویزیونی، پادکستها یا آهنگها در طول هفته پیدا کنند. آنها مثالهای خود را به کلاس میآورند و زمینه را توضیح میدهند. این کار باعث افزایش آگاهی میشود و به دانشآموزان کمک میکند تا اصطلاحات را در گفتار طبیعی تشخیص دهند.
مرور واژگان
- اصطلاح - عبارتی که معنای مجازی آن با معنای تحتاللفظیاش متفاوت است.
- تصویری - نه به معنای تحتاللفظی؛ نمادین یا استعاری
- مبدا - جایی که چیزی از آن میآید؛ آغاز آن
- بیقرار - قادر به آرام ماندن نیست؛ بیقرار است
- غیرصادقانه - غیر اصلی؛ جعلی
- طعنهآمیز - استفاده از کنایه برای تمسخر یا نشان دادن تحقیر
- تندنویسی - راهی سریعتر برای گفتن یا بیان چیزی
تمرین استفاده از این اصطلاحات
سعی کنید از این اصطلاحات در تمرین روزانه انگلیسی خود استفاده کنید:
- آب و هوا را با استفاده از عبارت «بارش گربهها و سگها» توصیف کنید.
- به یک دوست بگویید وقتی بیصبر است «صبر کند»
- موقعیتی را به اشتراک بگذارید که در آن احساس کردید «ماهی بیرون از آب» هستید
- زمانی را توصیف کنید که به دنبال یک «غاز شکار وحشی» رفتید.
- برای توصیف یک راه حل هوشمندانه از عبارت «با یک تیر دو نشان بزنید» استفاده کنید.
راز تسلط بر اصطلاحات این است با استفاده از آنهافقط لیست را حفظ نکنید - سعی کنید هر روز یکی از آنها را در مکالمه خود بگنجانید. ظرف چند هفته، آنها کاملاً طبیعی به نظر خواهند رسید.
