مدیریت کلاس ESL | 11 استراتژی موثر
مدیریت یک کلاس ESL یکی از آن مهارتهایی است که هیچکس واقعاً در دورههای گواهینامه TEFL به شما آموزش نمیدهد. شما قوانین گرامری، الگوهای برنامهریزی درسی و ایدههای فعالیت را یاد میگیرید - اما وقتی وارد اتاقی پر از دانشآموزانی میشوید که زبان اول متفاوت و سطوح مهارت بسیار متفاوتی دارند، آموزش واقعی شروع میشود. مدیریت کلاس درس در زمینه ESL به معنای سنتی نظم و انضباط نیست. بلکه به معنای ایجاد شرایطی است که در آن یادگیری زبان واقعاً بتواند اتفاق بیفتد.

بعد از دو دهه تدریس زبان انگلیسی در تایوان، شاهد آمدن و رفتن صدها استراتژی بودهام. برخی از آنها در تئوری به زیبایی کار میکنند اما در عمل شکست میخورند. برخی دیگر آنقدر ساده به نظر میرسند که نمیتوانند مؤثر باشند - تا زمانی که یک شبه کلاس درس شما را متحول کنند. این راهنما رویکردهایی را گردآوری میکند که به طور مداوم در گروههای سنی، سطوح مهارت و پیشینههای فرهنگی مختلف نتایجی را به همراه دارند.
چرا کلاسهای درس ESL به رویکردی متفاوت نیاز دارند؟
توصیههای سنتی مدیریت کلاس درس فرض را بر این میگذارد که دانشآموزان زبان آموزش را میفهمند. این فرض بلافاصله در یک محیط ESL از بین میرود. وقتی به یک دانشآموز سطح مبتدی میگویید «کتابهای تمرینت را بیرون بیاور و به صفحه سی و هفت برو»، انگار دارید به زبان کلینگون صحبت میکنید. شکاف ارتباطی، شکاف مدیریتی ایجاد میکند و هر بار که دانشآموز احساس گمگشتگی، خجالت یا بیحوصلگی میکند، این شکاف عمیقتر میشود.

کلاسهای درس ESL همچنین با عواملی روبرو هستند که معلمان عادی به ندرت با آنها مواجه میشوند. دانشآموزان ممکن است از سیستمهای آموزشی با انتظارات کاملاً متفاوت در مورد رفتار دانشآموزان، اقتدار معلم و مشارکت در کلاس درس آمده باشند. دانشآموزی که ساکت مینشیند و هرگز داوطلبانه پاسخ نمیدهد، ممکن است از کلاس جدا نشده باشد - آنها ممکن است از فرهنگی آمده باشند که صحبت کردن بدون اینکه از او خواسته شود، بیادبی تلقی میشود. درک این پویاییها اختیاری نیست. این پایه و اساس مدیریت مؤثر است.
روالهایی را ایجاد کنید که از کلمات گویاتر باشند
روالها قدرتمندترین ابزار مدیریت کلاس درس در دسترس معلمان ESL هستند. وقتی دانشآموزان دقیقاً میدانند که در شروع کلاس، در طول دورههای انتقالی و در پایان دوره چه اتفاقی میافتد، نیاز به دستورالعملهای کلامی به طور چشمگیری کاهش مییابد. یک روال منظم، انتظارات را از طریق عمل به جای زبان منتقل میکند.
هر کلاس را به یک شکل شروع کنید. قبل از رسیدن دانشآموزان، یک فعالیت گرم کردن روی تخته بنویسید. این فعالیت میتواند مرور واژگان، مرتب کردن جملات یا یک تمرین ساده در دفتر خاطرات باشد. دانشآموزان یاد میگیرند که ورود به کلاس به معنای نشستن و شروع کار با تخته است. نیازی به اعلام قبلی نیست. نیازی به سردرگمی نیست. روال کلاس، صحبتها را انجام میدهد.

روالهای گذار به فعالیتها نیز به همان اندازه اهمیت دارند. از یک علامت ثابت - یک زنگ، یک الگوی دست زدن، یک تایمر شمارش معکوس روی پروژکتور - برای نشان دادن زمان تغییر فعالیتها استفاده کنید. این انتقالها را در طول هفته اول به طور واضح تمرین کنید. دانشآموزان ESL ممکن است متوجه نشوند که "خب همه، بیایید به فعالیت بعدی برویم"، اما آنها کاملاً الگوی سه دست زدن را که به معنی "ایست، نگاه کن، گوش کن" است، درک خواهند کرد.
از پشتیبانی بصری برای همه چیز استفاده کنید
اگر دیوارهای کلاس شما خالی است، کارتان را سختتر از آنچه که باید باشد، میکنید. پشتیبانیهای بصری، بار شناختی دانشآموزانی را که در حال پردازش محتوا به زبان دوم هستند، کاهش میدهد. نمودارهای لنگر، دیوارهای کلمات، قابهای جمله، برنامههای بصری و قوانین مصور کلاس باید از اجزای ثابت هر کلاس ESL باشند.
یک برنامه روزانه تصویری ایجاد کنید و هر روز آن را در همان نقطه نصب کنید. از آیکونها در کنار متن استفاده کنید تا حتی مبتدیان بتوانند اتفاقات را پیگیری کنند. تصویر یک مداد به معنای زمان نوشتن است. یک حباب گفتاری به معنای تمرین صحبت کردن است. یک کتاب به معنای خواندن است. دانشآموزان میتوانند بدون نیاز به پرسیدن از معلم، نگاهی به برنامه بیندازند و خودشان را تنظیم کنند.
قوانین کلاس درس شایسته توجه ویژه هستند. آنها را به زبان ساده و با مثالهای بصری بنویسید. جملهی «دستت را بالا ببر» همراه با تصویر دستی که بالا برده شده، بسیار مؤثرتر از جملهی «لطفاً صبر کنید تا قبل از صحبت کردن از شما خواسته شود» است. کلمات کمتر، معنای واضحتر، رعایت بهتر.
ایجاد محیطی مشارکتمحور

ترس از اشتباه کردن بزرگترین دشمن یادگیری زبان است و به عنوان یک مشکل مدیریت کلاس درس ظاهر میشود. دانشآموزانی که از صحبت کردن میترسند، انرژی خود را صرف کارهای دیگری میکنند - زمزمه کردن با دوستان، نقاشی کردن، حواسپرتی یا رفتارهای پرخاشگرانه. راه حل، انضباط بیشتر نیست. ایجاد محیطی است که در آن خطاها طبیعی، مورد انتظار و حتی مورد تجلیل قرار گیرند.
اشتباهات را به طور واضح عادیسازی کنید. وقتی دانشآموزی اشتباه میکند، آن را به طور طبیعی و بدون جلب توجه به اصلاحیه، دوباره مطرح کنید. اگر دانشآموزی میگوید «دیروز به فروشگاه رفتم»، با این جمله پاسخ دهید «اوه، تو به فروشگاه رفتی؟ چی خریدی؟» دانشآموز شکل صحیح را بدون اینکه مورد انتقاد قرار گیرد، میشنود. با گذشت زمان، این رویکرد امنیت روانی را که دانشآموزان ESL به شدت به آن نیاز دارند، ایجاد میکند.
قبل از تماس تلفنی سرد، از روش فکر کردن، دو نفره فکر کردن و به اشتراک گذاشتن افکار استفاده کنید. به دانشآموزان فرصت دهید تا افکار خود را شکل دهند، با یک همکلاسی تمرین کنند و سپس با کلاس به اشتراک بگذارند. این ساختار اضطراب را کاهش میدهد و کیفیت پاسخها را افزایش میدهد. همچنین به دانشآموزان ساکتتر، قبل از صحبت کردن در مقابل همه، راهی کمریسک برای مشارکت میدهد.
نشستن و گروهبندی استراتژیک
محل نشستن دانشآموزان در کلاس ESL بیش از هر زمینه دیگری اهمیت دارد. چیدمان استراتژیک صندلیها میتواند مشکلات را قبل از شروع حل کند. دانشآموزان انگلیسیزبان قویتر را در کنار دانشآموزان ضعیفتر قرار دهید تا حمایت همسالان به طور طبیعی اتفاق بیفتد. از دستهبندی دانشآموزانی که زبان اول مشترکی دارند، خودداری کنید، مگر اینکه عمداً از زبان اول آنها به عنوان تکیهگاه استفاده کنید.

چیدمان صندلیها را مرتباً تغییر دهید. چرخش ماهانه از تحکیم گروههای اجتماعی جلوگیری میکند و دانشآموزان را در معرض شرکای ارتباطی مختلف قرار میدهد. گروههای با مهارتهای مختلف برای اکثر فعالیتها خوب عمل میکنند، اما گاهی اوقات گروهبندی دانشآموزان بر اساس سطح به شما این امکان را میدهد که بدون اینکه کسی را عقب نگه دارید یا کسی را جا بگذارید، آموزش هدفمند ارائه دهید.
برای کار گروهی، نقشها را به طور واضح تعیین کنید: خواننده، نویسنده، گزارشگر، وقتشناس. دانشآموزان ESL اغلب در محیطهای گروهی دچار مشکل میشوند زیرا مطمئن نیستند که قرار است چه کاری انجام دهند. نقشهای نامگذاری شده با شرح وظایف ساده، این ابهام را از بین میبرند و مشارکت را به طور مساوی توزیع میکنند.
قدرت تقویت مثبت
تقویت مثبت در هر فرهنگ و هر گروه سنی مؤثر است، اما به ویژه برای دانشآموزان ESL که ممکن است در مورد جایگاه خود در کلاس درس احساس ناامنی کنند، بسیار قدرتمند است. تلاش را به رسمیت بشناسید، نه فقط دقت را. دانشآموزی که یک جمله پیچیده را امتحان میکند و کمی اشتباه میکند، سزاوار ستایش بیشتری نسبت به دانشآموزی است که با عبارات حفظ شده محتاطانه عمل میکند.

از روشهای تقویت متنوعی استفاده کنید. تحسین کلامی برای برخی از دانشآموزان مؤثر است اما برخی دیگر را خجالتزده میکند. بازخورد کتبی، برچسب برای زبانآموزان کوچکتر، سیستمهای امتیازدهی، مسابقات جدولی و قدردانی آرام، همگی جایگاه خود را دارند. به ترجیحات فردی توجه کنید. برخی از دانشآموزان وقتی در جمع از آنها تعریف میکنید، خوشحال میشوند. برخی دیگر ترجیح میدهند یادداشتی آرام روی برگهشان یا از آن سوی کلاس، انگشت شستشان را بالا ببرید.
از تعریف و تمجید بیش از حد خودداری کنید. تکرار مداوم «کارت عالی بود!» به سرعت معنی خود را از دست میدهد. دقیق باشید: «متوجه شدم که از سه کلمه جدید در پاراگرافت استفاده کردی - این نشان دهنده رشد واقعی است.» تعریف و تمجید دقیق دقیقاً به دانشآموزان میگوید که چه کاری را خوب انجام دادهاند و آنها را تشویق میکند که آن را تکرار کنند.
مدیریت کلاسهای مختلط
بیشتر کلاسهای ESL به طور مرتب بر اساس سطح مهارت تقسیم نمیشوند. احتمالاً در یک کلاس، زبانآموزان مبتدی و متوسط را خواهید داشت، و گاهی اوقات یک زبانآموز تقریباً مسلط هم برای اطمینان خاطر اضافه میشود. این مشکلی نیست که باید حل شود - واقعیتی است که باید در مورد آن برنامهریزی کرد.
فعالیتهای چند مرحلهای بهترین دوست شما هستند. محتوای اصلی یکسانی را ارائه دهید اما سطوح خروجی متفاوتی داشته باشید. یک متن خواندنی درباره حیوانات ممکن است شامل تطبیق واژگان توسط مبتدیان با تصاویر، پاسخ دادن دانشآموزان سطح متوسط به سوالات درک مطلب و نوشتن یک پاراگراف خلاصه توسط دانشآموزان سطح پیشرفته باشد. موضوع یکسان، کلاس یکسان، انتظارات متفاوت.

تختههای انتخاب در محیطهای با سطوح مختلف، فوقالعاده خوب عمل میکنند. یک جدول از نه فعالیت مرتبط با موضوع درس خود، از ساده تا پیچیده، ایجاد کنید. دانشآموزان سه مورد را برای انجام دادن انتخاب میکنند. این کار باعث ایجاد استقلال میشود، سطوح مختلف را به طور طبیعی در خود جای میدهد و بار مدیریتی تلاش برای هماهنگ نگه داشتن همه در یک زمان را کاهش میدهد.
فناوری به عنوان ابزاری برای مدیریت
اگر با دقت و تفکر از فناوری استفاده شود، میتواند چندین چالش مدیریتی را به طور همزمان حل کند. برنامههای تایمر که روی پروژکتور نمایش داده میشوند، دانشآموزان را بدون یادآوریهای کلامی مداوم، به کارشان مشغول نگه میدارند. ابزارهای ترجمه مانند گوگل ترنسلیت - اگر با دقت استفاده شوند - میتوانند شکافهای ارتباطی را زمانی که دانشآموز واقعاً نمیتواند یک دستورالعمل مهم را درک کند، پر کنند. پلتفرمهای تعاملی مانند Kahoot یا Quizlet Live انرژی رقابتی را به یادگیری مولد هدایت میکنند.
انتظارات مربوط به فناوری را از همان ابتدا به روشنی تعیین کنید. اگر دانشآموزان در کلاس درس از دستگاههای الکترونیکی استفاده میکنند، قوانینی در مورد زمان باز و بسته بودن صفحه نمایشها وضع کنید. نشانههای بصری در اینجا نیز کار میکنند: یک دایره سبز روی تخته به معنای مجاز بودن استفاده از دستگاهها و یک دایره قرمز به معنای دور بودن از دستگاهها است. ساده، بصری، جهانی.
وقتی اوضاع خراب میشود
حتی کلاسهای درس با بهترین مدیریت هم روزهای بدی دارند. یک دانشآموز عصبانی میشود. دو دانشآموز از صحبت کردن دست نمیکشند. هیچکس تکالیفش را انجام نداده است. درس منفجر میشود. این لحظات اجتنابناپذیر هستند و نحوهی واکنش شما، فرهنگ کلاس درس شما را بیش از هر قانون تعیینشدهای تعریف میکند.
آرام باشید. دانشآموزان ESL به طرز فوقالعادهای نسبت به احساسات معلم حساس هستند، زیرا دائماً در حال خواندن نشانههای غیرکلامی برای تکمیل زبانی هستند که ممکن است از دست بدهند. اگر صدای خود را بالا ببرید یا ناامیدی خود را نشان دهید، پیامی که دریافت میکنند این است که «معلم عصبانی است» - نه «من باید رفتارم را تغییر دهم». یک تغییر مسیر آرام و قاطع همیشه مؤثرتر است.
در صورت امکان، رفتار را به صورت خصوصی مطرح کنید. کنار کشیدن دانشآموز برای یک گفتگوی آرام، شأن او را حفظ میکند و از مبارزه قدرت عمومی که هیچکس برنده آن نیست، جلوگیری میکند. از زبان ساده استفاده کنید: «از شما میخواهم بنشینید. متشکرم.» نه اینکه بگویید «چرا از جایتان بلند شدهاید؟ شما قوانین را میدانید. این سومین بار است که امروز مجبور شدم به شما بگویم.» کلمات کمتر، پیام واضحتر، شرم کمتر.
ایجاد فرهنگ کلاس درس بلندمدت
هدف نهایی مدیریت کلاس درس، غیرضروری کردن خودِ آن است. وقتی دانشآموزان احساس امنیت، مشارکت و توانایی کنند، مشکلات رفتاری به جای اینکه دائمی باشند، نادر میشوند. این امر زمان میبرد. ماه اول یک کلاس جدید، یک دوره سرمایهگذاری است که در آن هنجارها را برقرار میکنید، روابط را ایجاد میکنید و روالها را تمرین میکنید تا زمانی که خودکار شوند.
نام دانشآموزانتان را سریع یاد بگیرید و مرتباً از آنها استفاده کنید. در مورد زندگی آنها خارج از کلاس زبان انگلیسی بپرسید. جزئیات مناسبی از زندگی خودتان را به اشتراک بگذارید. این اقدامات کوچک ارتباطی، سرمایه ارتباطی را ایجاد میکنند که هر چیز دیگری را ممکن میسازد. دانشآموزی که احساس میکند معلمش او را میشناسد، دانشآموزی است که میخواهد همکاری کند.
پیشرفت را به طور قابل مشاهده جشن بگیرید. دستاوردهای کلاس را پیگیری کنید - نه فقط نمرات، بلکه نقاط عطفی مانند «ما این ماه ۱۰۰ کلمه جدید یاد گرفتیم» یا «امروز همه در فعالیت گفتاری شرکت کردند». وقتی دانشآموزان شواهدی از رشد جمعی را میبینند، احساس تعلق میکنند که قویترین ابزار مدیریت کلاس درس است.
منابع
- مارزانو، آر.جی (۲۰۰۳). مدیریت کارآمد کلاس درس: راهبردهای مبتنی بر تحقیق برای هر معلم آ اس سی دی.
- کراشن، اسدی (۱۹۸۲). اصول و تمرین در اکتساب زبان دوم. انتشارات پرگامون.
- اسکریونر، جی. (۲۰۱۲). فنون مدیریت کلاس درس. انتشارات دانشگاه کمبریج.
