اصطلاحات مربوط به حیوانات در زبان انگلیسی: عبارات مزرعهای که باید بدانید
زبان انگلیسی پر از اصطلاحات رنگارنگی است که از مزارع وام گرفته شدهاند. مدتها قبل از اینکه شهرها در سراسر جهان گسترش یابند، مردم هر روز در کنار حیوانات زندگی میکردند. آنها سپیده دم گاوها را میدوشیدند، گوسفندان را در دامنه تپهها میگرداندند و مراقب مرغداری بودند. پس جای تعجب نیست که بسیاری از واضحترین اصطلاحات ما مستقیماً از زندگی روستایی آمده است.
در این اولین بخش از ما اصطلاحات هفتگی سریال، ما قصد داریم بررسی کنیم ۱۱ اصطلاح مربوط به مزرعه و حیوانات که انگلیسی زبانان بومی هنوز هم دائماً از آنها استفاده میکنند. برای هر کدام، معنی، نگاهی مختصر به ریشه آن و دو جمله مثال برای کمک به شما در شروع استفاده از آن را خواهید یافت.
۱. قفل کردن در اصطبل پس از اینکه اسب از آن خارج شد
معنی: انجام اقدامات احتیاطی یا اصلاحی پس از وقوع مشکل - زمانی که برای ایجاد تغییر خیلی دیر شده است.
مبدا: این اصطلاح حداقل به دوران قرون وسطی در انگلستان برمیگردد، زمانی که اسبها از جمله ارزشمندترین داراییهایی بودند که یک کشاورز میتوانست داشته باشد. اگر اسبی به دلیل فراموش کردن قفل کردن در اصطبل فرار میکرد، دیگر دلیلی برای محکم کردن قفل آن وجود نداشت - خسارت وارد شده بود. اولین شکل مکتوب آن در اثر جان گاور دیده میشود. اعتراف آمانتیس (۱۳۹۰) و گونههای مختلفی از این ضربالمثل در بسیاری از زبانهای اروپایی وجود دارد که منعکسکننده تجربه جهانی زندگی کشاورزی در قرون وسطی است.
مثالها:
- نصب سیستم امنیتی پس از سرقت قفل کردن در اصطبل پس از فرار اسب.
- آنها فقط پس از خرابی سرور شروع به پشتیبان گیری از داده های خود کردند - در مورد آن صحبت کنید قفل کردن در اصطبل پس از فرار اسب!
۲. جوجههایتان را قبل از بیرون آمدن از تخم نشمارید
معنی: بر اساس چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده، برنامهریزی نکن؛ قبل از اینکه موفقیت قطعی شود، آن را قطعی فرض نکن.
مبدا: این ضرب المثل را میتوان در افسانه ازوپ یافت. دختر شیرفروش و سطلش از یونان باستان، که در آن یک شیردوش در مورد تمام چیزهایی که میتواند با پول شیرش بخرد خیالپردازی میکند - اما سطل شیر را میریزد. نسخه انگلیسی مدرن توسط توماس هاول در مجموعه ۱۵۷۰ او رواج یافت. غزلهای جدید و جزوههای زیباکشاورزان همیشه میدانستند که هر تخم مرغی که در لانه قرار دارد، با موفقیت به جوجه تبدیل نمیشود، بنابراین حساب کردن روی تعداد کامل، خوشبینی احمقانهای است.
مثالها:
- شما هنوز پیشنهاد شغلی دریافت نکردهاید، بنابراین جوجههایتان را قبل از بیرون آمدن از تخم نشمارید.
- او از قبل داشت برای جشن پیروزی برنامهریزی میکرد، اما مربیاش به او هشدار داد: جوجههایتان را قبل از بیرون آمدن از تخم نشمارید.
۳. گوسفند سیاه خانواده
معنی: شخصی که در خانواده یا گروه خود مایه ننگ یا بیگانه تلقی میشود.
مبدا: در گلههای گوسفندان سفید، گاهی اوقات به دلیل یک ژن مغلوب، یک گوسفند سیاه ظاهر میشود. پشم سیاه را نمیتوان رنگ کرد و بنابراین در بازار ارزش بسیار کمتری داشت. کشاورزان گوسفند سیاه را نامطلوب میدانستند و تا قرن ۱۸ این عبارت برای افرادی که با خانواده یا گروههای اجتماعی خود سازگار نبودند، به کار میرفت. اولین کاربرد مجازی ثبت شده به حدود سال ۱۷۸۶ در ادبیات انگلیسی برمیگردد. این ایده در جامعهای که برای انطباق ارزش قائل بود، به شدت طنینانداز شد.
مثالها:
- در حالی که همه خواهر و برادرهایش وکیل شدند، تام یک نوازنده خیابانی شد - او همیشه ... گوسفند سیاه خانواده.
- او احساس میکرد که گوسفند سیاه در آن گردهمایی، چون او تنها کسی بود که دانشگاه را رها کرده بود.
۴. تعقیب غاز وحشی
معنی: دنبال کردن چیزی که غیرممکن است یا اصلاً وجود ندارد، بیهدف یا ناامیدانه.
مبدا: جالب اینجاست که این عبارت هیچ ربطی به دنبال کردن غازهای واقعی ندارد. در اصل به نوعی مسابقه اسبدوانی در انگلستان دوره الیزابت اشاره داشت که در آن سوارکاران باید دقیقاً مسیر سوارکار پیشتاز را دنبال میکردند - دقیقاً مانند غازهایی که پشت سر رهبر پرواز میکنند. ویلیام شکسپیر از این عبارت در ... استفاده کرد. رومئو و ژولیت (۱۵۹۷) و این عبارت به تدریج معنایش تغییر کرد. تا قرن هجدهم، این اصطلاح برای توصیف هرگونه جستجو یا تلاش بیهودهای که به جایی نمیرسد، به کار میرفت.
مثالها:
- کارآگاه هفتهها روی چیزی وقت گذاشت که معلوم شد... تعقیب غاز وحشی - مظنون ماهها پیش کشور را ترک کرده بود.
- جستجوی جای پارک در مرکز شهر در روزهای شنبه همیشه ... تعقیب غاز وحشی.
۵. اسبهایتان را نگه دارید
معنی: صبور باشید؛ قبل از انجام کاری عجولانه، لحظهای صبر کنید.
مبدا: این اصطلاح مستقیماً از دنیای کالسکههای اسبی و اسبسواری میآید. رانندگان یا سوارکاران به معنای واقعی کلمه باید اسبهای خود را عقب نگه میداشتند تا از فرار یا حرکت خیلی سریع آنها جلوگیری شود. استفادهی مجازی از این اصطلاح در قرن نوزدهم آمریکا رایج شد و تا دههی ۱۸۴۰، به ویژه در مناطق مرزی و غربی، در آثار چاپی ظاهر شد. چسترفیلد نامههایی به پسرش شامل یک نسخه اولیه بریتانیایی است، و این عبارت در آثار هومر نیز آمده است ایلیاد به معنای تحتاللفظیتر، نشان میدهد که این مفهوم چقدر جهانی است.
مثالها:
- اسبهایتان را نگه دارید! ما هنوز بررسی قرارداد را تمام نکردهایم.
- قبل از اینکه آن ایمیل عصبانی را ارسال کنید، اسبهایتان را نگه دارید و به آنچه واقعاً میخواهید بگویید فکر کنید.
۶. بگذارید گربه از کیسه بیرون بیاید
معنی: به طور تصادفی یک راز یا غافلگیری را فاش کردن.
مبدا: یک نظریه رایج، ریشه این موضوع را به بازارهای قرون وسطی برمیگرداند، جایی که بازرگانان متقلب، بچه خوکها را در کیسههای پارچهای میفروختند. خریداری که قبل از پرداخت، کیسه را باز میکرد، ممکن بود به جای خوک باارزشتر، گربهای را پیدا کند - و بدین ترتیب کلاهبرداری مخفی فاش میشد. در حالی که مورخان در مورد منشأ دقیق آن بحث میکنند، این عبارت حداقل از دهه ۱۷۶۰ میلادی رایج بوده است. این عبارت در ... ظاهر میشود. مجله لندن در سال ۱۷۶۰ ابداع شد و از آن زمان تاکنون یکی از شناختهشدهترین اصطلاحات مربوط به حیوانات در زبان انگلیسی باقی مانده است.
مثالها:
- ما داشتیم یه مهمونی غافلگیرکننده برنامهریزی میکردیم، اما جیمز گربه را از کیسه بیرون بیاور وقتی اسم کیک را آورد.
- این شرکت به طور تصادفی گربه را از کیسه بیرون بیاور با انتشار زودهنگام عکسی در رسانههای اجتماعی، درباره محصول جدید تبلیغ کنند.
۷. اسب مرده را شکست دهید
معنی: تلاش و کوشش خود را برای چیزی که قبلاً حل شده، تمام شده یا بینتیجه است، هدر دادن
مبدا: تصویر اینجا تلخ اما مؤثر است: شلاق زدن به اسب مرده آن را به حرکت در نمیآورد. این عبارت در قرن نوزدهم در پارلمان بریتانیا رایج شد، زمانی که سیاستمدار جان برایت در سال ۱۸۶۷ از آن برای توصیف همکارانی استفاده کرد که پس از مشخص شدن نتیجه قانون اصلاحات ۱۸۶۷، همچنان در مورد آن بحث میکردند. این اصطلاح به سرعت از محافل سیاسی فراتر رفت و به انگلیسی روزمره راه یافت. در انگلیسی بریتانیایی، شکل رایجتر آن «شلاق زدن به اسب مرده» است.
مثالها:
- میدانم از این تصمیم ناراحت هستی، اما شکایت کردن به مدیر الان فقط... کتک زدن اسب مرده.
- آنها مدام در مورد بودجه سال گذشته بحث میکنند - آنها به وضوح ... کتک زدن اسب مرده.
۸. کاهی که کمر شتر را شکست
معنی: یک اتفاق کوچک و به ظاهر بیاهمیت که واکنش بسیار بزرگتری را ایجاد میکند، زیرا به دنبال یک سری طولانی از مشکلات رخ میدهد.
مبدا: اگرچه شترها در بیشتر کشورهای انگلیسی زبان حیوانات مزرعه نیستند، اما این اصطلاح ریشههای عمیقی در فرهنگ عامه و مجموعه ضربالمثلهای انگلیسی زبان دارد. مفهوم آن ساده است: یک شتر میتواند بار عظیمی را حمل کند، اما حتی یک تکه کاه اضافی فراتر از ظرفیتش باعث فروپاشی آن میشود. این ضربالمثل در اثر چارلز دیکنز آمده است. دامبی و پسر (۱۸۴۸)، اگرچه نسخههای قبلی به «آخرین پری که کمر اسب را میشکند» اشاره داشتند، که نشان میدهد چگونه این عبارت از حیوانات مزرعه به شتر عجیب و غریبتر تکامل یافته است.
مثالها:
- ماهها بود که دیر رسیدن او را تحمل میکرد، اما از دست دادن شام سالگردشان برایش خیلی مهم بود. کاهی که کمر شتر را شکست.
- تکالیف اضافی بود کاهی که کمر شتر را شکست — دانشآموزان بالاخره به مدیر مدرسه شکایت کردند.
۹. تا زمانی که گاوها به خانه برگردند
معنی: برای مدت بسیار طولانی؛ به طور نامحدود.
مبدا: گاوها به حیواناتی کند و بیشتاب معروف هستند. وقتی در مراتع دوردست رها میشوند تا چرا کنند، با لذت به طویله برمیگردند تا شیر بدوشند - گاهی اوقات تا غروب آفتاب یا حتی دیرتر برنمیگردند. این سفر بیشتاب به استعارهای بینظیر برای هر چیزی تبدیل شد که زمان بسیار طولانیای میبرد. این عبارت حداقل از اواخر قرن شانزدهم استفاده شده و در نمایشنامه بومونت و فلچر به چاپ رسیده است. بانوی تحقیرآمیز (۱۶۱۶). جاناتان سویفت، شاعر اسکاتلندی، نیز در اوایل قرن ۱۸ از نسخهای از آن استفاده کرد.
مثالها:
- میشه باهاش بحث کرد تا زمانی که گاوها به خانه برگردند، اما او هرگز نظرش را تغییر نخواهد داد.
- میتوانستیم صبر کنیم تا زمانی که گاوها به خانه برگردند برای گرفتن تاکسی در شب سال نو - بیایید فقط پیاده برویم.
10. تمام تلاش خود را بکنید
معنی: خوردن مقدار زیادی غذا با ولع یا اشتیاق
مبدا: خوکها از دیرباز با غذا خوردن دلچسب، کثیف و مشتاقانه شناخته شدهاند. هر کسی که خوکها را در آخور تماشا کرده باشد، میداند که آنها با اشتیاق فراوان غذا میخورند و اهمیت بسیار کمی به آداب غذا خوردن میدهند. اصطلاح عامیانه خوک بیرون این اصطلاح در دهه ۱۹۷۰ در انگلیسی آمریکایی رایج شد، که احتمالاً ریشه در فرهنگ دانشگاهی و جوانان دارد. این اصطلاح به سرعت در سایر کشورهای انگلیسی زبان گسترش یافت و همچنان یک اصطلاح غیررسمی اما پرکاربرد در مکالمات روزمره است.
مثالها:
- بعد از ماراتن، دوندگان بیرون زده روی پیتزا و بستنی.
- میدانم که نباید خوک بیرون قبل از خواب، اما آن لازانیای مانده داشت اسمم را صدا میزد.
۱۱. گوسفندان را از بزها جدا کنید
معنی: برای تشخیص خوب و بد، یا بین کسانی که توانایی دارند و کسانی که ندارند.
مبدا: این عبارت ریشه در کتاب مقدس دارد و از انجیل متی (۲۵: ۳۱-۴۶) گرفته شده است، جایی که عیسی، روز قیامت را به عنوان چوپانی توصیف میکند که گوسفندان را از بزها جدا میکند. در این تمثیل، گوسفندان در دست راست خدا قرار میگرفتند و پاداش میگرفتند، در حالی که بزها در دست چپ خدا قرار میگرفتند و مجازات میشدند. گوسفندان ارزشمند، ملایم و مطیع در نظر گرفته میشدند، در حالی که بزها لجباز، لجباز و دردسرساز تلقی میشدند. در انگلیسی مدرن روزمره، این عبارت هر زمان که کسی نیاز به تشخیص افراد شایسته از غیرشایسته یا افراد شایسته از افراد بیکفایت داشته باشد، استفاده میشود.
مثالها:
- امتحان نهایی واقعاً گوسفندان را از بزها جدا کرد — فقط دانشآموزانی که به طور مداوم درس خوانده بودند، قبول شدند.
- فرآیند مصاحبه دشوار به گونهای طراحی شده است که گوسفندان را از بزها جدا کنید و بهترین کاندیداها را پیدا کنید.
تماشا کنید و یاد بگیرید: اصطلاحات مربوط به حیوانات در عمل
آیا میخواهید این نوع اصطلاحات را که در انگلیسی روان و طبیعی استفاده میشوند، بشنوید؟ این درس ویدیویی عالی، اصطلاحات رایج مربوط به حیوانات را با توضیحات و مثالهای واضح پوشش میدهد:
اگر از یادگیری زبان انگلیسی لذت میبرید، ممکن است مقاله ما را نیز دوست داشته باشید. بازی واژگان Jeopardy - مرور پایه دومبرای منابع یادگیری بیشتر، به [لینک] مراجعه کنید. فعالیتهای گرامری ESL | ۱۵ تکنیک جذاب که واقعاً مؤثر هستند.
برای مطالعه بیشتر در مورد اصطلاحات انگلیسی و تاریخچه جذاب آنها، مرجع اصطلاحات فرهنگ لغت آکسفورد برای زبانآموزان یک منبع عالی است. همچنین میتوانید موارد زیر را بررسی کنید فرهنگ لغت مریام-وبستر برای تعاریف و یادداشتهای کاربردی انگلیسی آمریکایی، یا به فهرست زیر مراجعه کنید دیکشنری کمبریج.
این اصطلاحات را به کار بگیرید
اصطلاحات مزرعه در همه جای انگلیسی وجود دارند - در روزنامهها، فیلمها، مکالمات روزمره در محل کار و خانه. بهترین راه برای به خاطر سپردن آنها این است که شروع به استفاده فعال از آنها کنید. سعی کنید این هفته یکی از آنها را در یک مکالمه بگنجانید، یا یک پاراگراف کوتاه با استفاده از سه یا چهار مورد از آنها با هم بنویسید. میتوانید یک روز بد در محل کار را توصیف کنید که همه چیز خراب شده است، یا یک داستان خندهدار در مورد دوستی تعریف کنید که همیشه جوجههایشان را قبل از بیرون آمدن از تخم میشمارد.
این عبارات ما را به قرنها تجربه مشترک انسانی با حیوانات و زندگی روستایی پیوند میدهند. حتی در دنیای مدرن و دیجیتال ما، هنوز هم وقتی میخواهیم نکتهای را به روشنی و به یاد ماندنی بیان کنیم، به زبان مزرعه متوسل میشویم.
کدام یک از این اصطلاحات برای شما جدید بود؟ آیا اصطلاح مشابهی در زبان خودتان دارید؟ در قسمت نظرات بنویسید - ما دوست داریم در مورد آن بشنویم!
منتظر قسمت بعدی در هفته آینده باشید اصطلاحات هفتگی سری، که در آن به یک موضوع کاملاً جدید خواهیم پرداخت. یادگیری خوبی داشته باشید!
