تکنیکهای داربستسازی برای معلمان ESL | 9 استراتژی که استقلال زبانآموز را افزایش میدهد
شما شاهد این اتفاق بودهاید. یک دانشآموز با گیجی به برگه تمرین خیره میشود. دانشآموز دیگری قبل از اینکه شما سوال را تمام کنید، پاسخها را با عجله میدهد. شکاف بین آنچه زبانآموزان ESL شما میگویند میتواند انجام میدهند و چه میکنند نیاز بعضی روزها انجام دادنش به طرز غیرممکنی وسیع به نظر میرسد.
داربستسازی این شکاف را پر میکند. نه با سادهسازی مطالب یا ارائه پاسخها، بلکه با ایجاد پشتیبانیهای موقت که به زبانآموزان اجازه میدهد به سطوح بالاتری از آنچه به تنهایی میتوانستند، برسند. و وقتی به درستی انجام شود، آن پشتیبانیها کاهش مییابند - زیرا دانشآموز دیگر به آنها نیازی ندارد.
این راهنما نه تکنیک داربستسازی را بررسی میکند که معلمان ESL در هر سطحی میتوانند بلافاصله شروع به استفاده از آنها کنند. هیچ گونه اصطلاحات تخصصی و تئوریک زیادی وجود ندارد. فقط استراتژیهای عملی و آزمایش شده در کلاس درس که ریشه در آنچه واقعاً مؤثر است دارند.

داربستبندی در واقع به چه معناست (و چرا برای ESL اهمیت دارد)
این اصطلاح از لو ویگوتسکی گرفته شده است. منطقه رشد تقریبی (ZPD) — نقطهی حساس بین آنچه یک یادگیرنده میتواند به طور مستقل انجام دهد و آنچه میتواند با راهنمایی انجام دهد. داربستسازی بخش راهنمایی است. این پشتیبانی با دقت برنامهریزی شدهای است که به دانشآموزان کمک میکند تا از منطقهی رشد تقریبی عبور کنند تا زمانی که بتوانند کار را به تنهایی انجام دهند.
به طور خاص برای معلمان ESL، داربستبندی بیش از تقریباً هر زمینه آموزشی دیگری اهمیت دارد. دانشآموزان شما فقط محتوا را یاد نمیگیرند - آنها در حال یادگیری هستند زبان برای دسترسی به آن محتوا استفاده میشود. هر متن خواندنی، هر سوال بحثبرانگیز و هر تمرین گرامری، بار شناختی مضاعفی را به همراه دارد. بدون داربست، اساساً از کسی میخواهید از نردبانی بالا برود که نیمی از پلههایش را از دست داده است.
تحقیق از انجمن بینالمللی TESOL به طور مداوم نشان میدهد که داربستبندی ساختاریافته منجر به یادگیری سریعتر زبان، حفظ بیشتر مطالب و - از همه مهمتر - یادگیری با اعتماد به نفس بیشتر در دانشآموزان میشود. دانشآموزانی که آموزش داربستبندیشده دریافت میکنند، بیشتر احتمال دارد که در مورد زبان ریسک کنند، که دقیقاً همان جایی است که یادگیری واقعی اتفاق میافتد.
۱. واژگان کلیدی را قبل از درس، پیشتدریس کنید

این مؤثرترین استراتژی داربستسازی است که اکثر معلمان ESL از آن کم استفاده میکنند. قبل از اینکه دانشآموزان با یک متن خواندنی، تمرین شنیداری یا موضوع بحث مواجه شوند، ۵ تا ۸ کلمهای را که برای درک محتوا کاملاً به آنها نیاز دارند، مشخص کنید. فقط تعاریف را فهرست نکنید. از طریق متن، تصاویر و ارتباطات، درک را ایجاد کنید.
چگونه آن را انجام دهیم:
- تصاویر را در کنار کلمات جدید نشان دهید. تصویری از «فرسایش» سریعتر از تعریف آن در فرهنگ لغت عمل میکند.
- از کلمات در ۲-۳ جمله نمونه استفاده کنید که نحوه نمایش آنها در درس را منعکس کند.
- از دانشآموزان بخواهید کلمات را با صدای بلند تکرار کنند (تلفظ برای حفظ کردن مهم است).
- یک دیوار کلمات سریع یا جدول واژگان ایجاد کنید که دانشآموزان بتوانند در طول فعالیت به آن مراجعه کنند.
نکته کلیدی، گزینشی بودن است. آموزش بیست کلمه قبل از شروع، زبانآموزان را گیج میکند. کلماتی را انتخاب کنید که برای هر چیز دیگری معنی دارند. اگر روی ... کار میکنید فعالیتهای تقویت واژگانبرای تقویت، پیش آموزش را با یکی از آن بازیها همراه کنید.
۲. از قالبها و ریشههای جمله استفاده کنید
قالبهای جمله بدون لو دادن محتوا، به جمله ساختار میدهند. آنها به ویژه برای تکالیف گفتاری و نوشتاری که دانشآموزان میدانند، قدرتمند هستند. چه آنها میخواهند بگویند اما نمیتوانند جمله را به انگلیسی بسازند.
مثالهایی برای سطوح مختلف:
- مبتدی: «من فکر میکنم ______ چون ______.»
- متوسط: «در حالی که با ______ موافقم، به ______ نیز اعتقاد دارم.»
- پیشرفته: «شواهد نشان میدهد ______ که دلالت بر ______ دارد.»
این موارد را در کلاس درس خود به طور قابل مشاهده نصب کنید. قبل از بحث، آنها را روی تخته بنویسید. آنها را در برگههای تمرین بگنجانید. هدف محدود کردن زبان نیست - بلکه دادن یک سکوی پرتاب به زبانآموزان است. با افزایش مهارت، دانشآموزان به طور طبیعی و خودشان فراتر از چارچوبها حرکت میکنند. این داربستبندی است که دقیقاً همانطور که در نظر گرفته شده است، عمل میکند.

۳. ابتدا همه چیز را مدلسازی کنید
هرگز از دانشآموزان نخواهید کاری را انجام دهند که قبلاً آن را نشان ندادهاید. این نکته بدیهی به نظر میرسد، اما ببینید چند معلم میگویند «حالا یک پاراگراف در مورد آخر هفتهتان بنویسید» بدون اینکه نشان دهند آن پاراگراف چه شکلی است، چگونه باید آن را شروع کرد یا چه سطحی از جزئیات مورد انتظار است.
مدلسازی مؤثر شامل موارد زیر است:
- با صدای بلند فکر کنید: همزمان با انجام کار، روند فکری خود را به صورت کلامی بیان کنید. «اول، باید ایده اصلیام را انتخاب کنم. من شنبه را انتخاب میکنم چون اتفاق جالبی افتاده است...»
- نمونههای کار شده: یک نسخه تکمیلشده از کار را نشان دهید و هر بخش را بررسی کنید.
- تمرین مشترک: قبل از اینکه دانشآموزان به طور مستقل کار کنند، اولین مورد را به صورت گروهی انجام دهید.
جلسات تفکر با صدای بلند به ویژه برای زمینههای ESL قدرتمند هستند زیرا فرآیندهای شناختی نامرئی را قابل مشاهده میکنند. دانشآموزان فقط محصول نهایی را نمیبینند - آنها میبینند چگونه به آنجا رسیدید، از جمله انتخابهای زبانی که در طول مسیر انجام دادید.
۴. وظایف پیچیده را به مراحل کوچکتر تقسیم کنید

یک تکلیف نوشتاری چند مرحلهای که میگوید «درباره یک موضوع تحقیق کنید، یک پایاننامه بنویسید، طرح کلی مقاله خود را بنویسید، سه پاراگراف بدنه را پیشنویس کنید و نتیجهگیری بنویسید» اکثر زبانآموزان ESL را فلج میکند. نه به این دلیل که نمیتوانند این کار را انجام دهند، بلکه به این دلیل که بار شناختی انجام آن همه به یکباره به زبان دوم بسیار طاقت فرسا است.
در عوض، وظیفه را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید:
- روز اول: یک موضوع انتخاب کنید و سه منبع جمعآوری کنید. (نقطه ورود.)
- روز دوم: با استفاده از این چارچوب، یک جملهی تز بنویسید: «من باور دارم ______ چون ______.» (نکته بازخورد.)
- روز سوم: یک طرح کلی با یک ایده اصلی در هر پاراگراف ایجاد کنید. (نکته بررسی همتا.)
- روز ۴-۵: با استفاده از طرح کلی، پاراگرافهای بدنه را پیشنویس کنید. (نکته کنفرانس.)
هر مرحله یک نتیجهی واضح و یک نقطهی بررسی دارد که میتوانید در آن بازخورد هدفمند ارائه دهید. این رویکرد با ... همسو است. اصول داربستبندی که توسط Edutopia تشریح شده است - در هر مرحله حمایت کنید، سپس با افزایش شایستگی، حمایت را کاهش دهید.
۵. دانش پیشزمینه را فعال کنید
دانشآموزان شما لوحهای سفید نیستند. آنها با تجربیات غنی، دانش فرهنگی و مهارتهای سوادآموزی زبان اول به دنیا میآیند که میتوانند به عنوان داربستهایی برای یادگیری جدید عمل کنند - اگر به آنها توجه کنید.
راهکارهایی برای فعال کردن دانش قبلی:
- نمودارهای KWL: چه میدانید؟ چه میخواهید یاد بگیرید؟ (بعد از درس، عبارت «آموختهها» را بنویسید.)
- پیادهروی تصویری: قبل از خواندن، تصاویر را ورق بزنید و از دانشآموزان بخواهید محتوا را پیشبینی کنند.
- ارتباطات شخصی: «کسی همچین چیزی رو تجربه کرده؟ به یکی از دوستات بگو.»
- پلهای ارتباطی زبان اول: اجازه دهید دانشآموزان ابتدا در زبان اول ایدهپردازی کنند، سپس ایدههای کلیدی را ترجمه کنید.
نکته آخر در برخی محافل ESL بحث برانگیز است، اما تحقیق از Colorín Colorado و سایر سازمانهای سوادآموزی نشان میدهد که استفاده از زبان اول در واقع به جای کند کردن، یادگیری زبان دوم را تسریع میکند. زبان اول دانشآموز خود یک داربست است.
۶. از پشتیبانهای بصری و سازماندهندههای گرافیکی استفاده کنید

داربستهای بصری، بار زبانی پردازش را کاهش میدهند. وقتی دانشآموزی میتواند رابطه بین ایدهها را - از طریق نمودار ون، جدول زمانی، نقشه ذهنی یا نمودار جریان - ببیند، انرژی شناختی کمتری را صرف رمزگشایی ساختار متن و بیشتر صرف درک محتوا میکند.
چارچوبهای بصری با تأثیر بالا برای ESL:
- نمودارهای ون برای وظایف مقایسه/مقابله
- نقشههای داستانی با جعبههای شخصیت، موقعیت، مشکل، راهحل
- نمودارهای T برای مزایا/معایب یا علت/معلول
- جدول زمانی برای توالییابی رویدادها یا فرآیندها
- شبکههای کلمهای برای گسترش واژگان و طبقهبندی
فقط برگههای خالی را به دانشآموزان ندهید. ابتدا نحوه پر کردن آنها را الگوسازی کنید (به استراتژی ۳ مراجعه کنید). و مطمئن شوید که برگههای سازماندهی با مهارت تفکر مورد نظر شما مطابقت دارند. نمودار ون برای یک تکلیف توالییابی، باعث سردرگمی میشود، نه وضوح. اگر برای عملی کردن یادگیری بصری به ایدههای بیشتری نیاز دارید، راهنمای ما را بررسی کنید. راهبردهای مدیریت کلاس درس سیستمهای بصریِ به خوبی سازمانیافته، هم از یادگیری و هم از رفتار پشتیبانی میکنند.
۷. واگذاری تدریجی مسئولیت را اجرا کنید
این چارچوب «من انجام میدهم، ما انجام میدهیم، شما انجام میدهید» است و ستون فقرات یک چارچوب مؤثر است.
من انجام میدهم (مدلهای معلم): شما تکلیف را با روایت کامل و بلند توضیح میدهید. دانشآموزان تماشا میکنند و گوش میدهند.
ما انجام میدهیم (تمرین هدایتشده): شما با هم روی این تکلیف کار میکنید. دانشآموزان مشارکت میکنند در حالی که شما آنها را راهنمایی، تصحیح و پشتیبانی میکنید. اینجاست که سنگینترین داربستبندی اتفاق میافتد.
شما انجام میدهید (تمرین مستقل): دانشآموزان خودشان کار میکنند. شما مطالب را پخش میکنید، بازخورد هدفمند ارائه میدهید و به افرادی که به حمایت بیشتری نیاز دارند کمک میکنید.

اشتباهی که بسیاری از معلمان مرتکب میشوند این است که از مرحله «من انجام میدهم» مستقیماً به مرحله «شما انجام میدهید» میپرند. آن مرحله میانیِ از دست رفته جایی است که داربست وجود دارد. مرحله «ما انجام میدهیم» جایی است که دانشآموزان با یک شبکه ایمنی تمرین میکنند، با امکان تصحیح فوری اشتباهات، آنها را مرتکب میشوند و اعتماد به نفس لازم برای امتحان کردن به تنهایی را در خود ایجاد میکنند.
برای متون ESL، اضافه کردن یک مرحله «شما با هم انجام میدهید» بین «ما انجام میدهیم» و «شما انجام میدهید» را در نظر بگیرید - کار دونفره یا تمرین در گروههای کوچک که در آن دانشآموزان قبل از کار مستقل از یکدیگر حمایت میکنند. این یک لایه داربست همتایان اضافه میکند که برای زبانآموزان فوقالعاده مؤثر است.
۸. ورودی چندوجهی ارائه دهید
فقط به متن تکیه نکنید. دانشآموزان ESL وقتی اطلاعات را از طریق کانالهای مختلف - صوتی، تصویری، حرکتی و ترکیبی از متن - دریافت میکنند، بهتر پردازش و حفظ میکنند.
مثالهای عملی:
- پخش یک کلیپ صوتی کوتاه قبل از دانشآموزان متن را میخوانند.
- هنگام آموزش واژگان ملموس از اشیاء واقعی (realia) استفاده کنید.
- دستورالعملهای کتبی را با یک نمایش سریع جفت کنید.
- قبل از خواندن یا بحث، از کلیپهای ویدیویی برای ایجاد زمینه استفاده کنید.
- قبل از نوشتن درباره مفاهیم، به دانشآموزان اجازه دهید آنها را نقاشی کنند یا به صورت نمایشی اجرا کنند.
این ویدیو از «آموزش در آموزش» مروری عالی بر چگونگی عملکرد استراتژیهای داربستبندی در عمل ارائه میدهد:
رویکرد چندوجهی به این معنی نیست که هر درس باید یک محصول چندرسانهای باشد. بلکه به این معنی است که در مورد اینکه کدام یک اضافی این کانال بیشترین کمک را به دانشآموزان برای دسترسی به محتوا میکند. گاهی اوقات یک تصویر ساده کافی است. در مواقع دیگر، یک فعالیت عملی تفاوت ایجاد میکند.
۹. مرتباً (و به صورت استراتژیک) بررسی کنید تا بفهمید

«آیا همه میفهمند؟» یک آزمون درک مطلب نیست. این سوالی است که تقریباً همیشه بدون توجه به درک واقعی، با تکان دادن سر همراه است. چارچوبسازی واقعی نیازمند دادههای بلادرنگ در مورد آنچه دانشآموزان میدانند و محل گیر کردن آنها است.
استراتژیهای بررسی درک مطلب بهتر:
- تابلوها را به من نشان بده: دانشآموزان پاسخهای کوتاه را روی تختههای سفید کوچک مینویسند و همزمان آنها را بالا نگه میدارند.
- شست بالا/کنار/پایین: علامت فیزیکی سریع برای «میفهمم / یه جورایی / گم شدم.»
- بلیطهای خروج: آزمونهای کتبی تک سؤالی در پایان کلاس.
- بچرخان و آموزش بده: «آنچه را که تازه یاد گرفتیم برای شریکت توضیح بده.» اگر آنها میتوانند آن را آموزش دهند، پس آن را میدانند.
- پرسشهای استراتژیک: به جای تماس با داوطلبان، از دانشآموزان خاص سوالات خاص بپرسید.
اطلاعاتی که از این بررسیها جمعآوری میکنید است نقشه راه داربستبندی شما. اگر 80% از دانشآموزان مفهوم را درک کنند، میتوانید پشتیبانی را کاهش دهید. اگر نیمی از کلاس گیج شدهاند، قبل از ادامه باید داربستبندی را دوباره انجام دهید. این ماهیت پاسخگو و تطبیقی داربستبندی واقعی است - این یک برنامه ثابت نیست، بلکه یک فرآیند زنده است.
چه زمانی داربستها را کنار بزنیم؟
این بخشی است که بسیاری از معلمان ESL بیشترین مشکل را با آن دارند. داربستی که هرگز پایین نمیآید، به عصا تبدیل میشود. هدف همیشه استقلال است.
نشانههایی که نشان میدهد یک دانشآموز آمادهی دریافت حمایت کمتر است:
- آنها وظایف را بدون مراجعه به چارچوبهای جمله انجام میدهند.
- آنها میتوانند فرآیند تفکر خود را به انگلیسی (حتی به طور ناقص) توضیح دهند.
- آنها به همسالانی که هنوز در حال توسعه مهارت هستند کمک میکنند.
- آنها بدون هیچ گونه راهنمایی، اشتباهات خود را اصلاح میکنند.
- آنها درخواست کارهای چالش برانگیزتری دارند.
حذف داربستها به معنای حذف یکباره تمام پشتیبانیها نیست. به تدریج محو شوید. چارچوبهای جمله را با جملات آغازگر جایگزین کنید. از سازماندهندههای گرافیکی به کاغذ سفید با یادآوریهای کلامی ساختار حرکت کنید. از مدلسازی معلم به مدلسازی همسالان تغییر دهید. ساختار باقی میماند - فقط کمتر دیده میشود.
این فرآیند محو شدن مستقیماً به نحوه برخورد شما با آن مربوط میشود. کلاسهای مختلطبعضی از دانشآموزان هفتهها زودتر از بقیه برای برداشتن داربست آماده میشوند و این کاملاً طبیعی است. سطح پشتیبانی را متفاوت کنید، نه هدف یادگیری را.
داربستسازی را به بخشی از DNA تدریس خود تبدیل کنید
داربستسازی چیزی نیست که شما به عنوان یک فکر بعدی به طرح درس اضافه کنید. این یک روش تفکر در مورد آموزش است. هر بار که درسی را برنامهریزی میکنید، از خود سه سوال بپرسید:
- دانشآموزان من از قبل چه کاری میتوانند انجام دهند؟ (نقطه شروع)
- تا پایان این درس از آنها چه کاری میخواهم انجام دهند؟ (هدف)
- برای رسیدن از اینجا به آنجا به چه حمایتهایی نیاز دارند؟ (داربستها)
همین. آن فاصله بین سوال ۱ و ۲، منطقه تقریبی رشد (ZPD) است. سوال ۳، طرح داربستبندی شماست. با گذشت زمان، این تفکر خودکار میشود. شما دیگر درسها را به عنوان چیزهایی که ارائه میدهید، نمیبینید. به دانشآموزان و شروع به دیدن آنها به عنوان پلهایی که میسازید، کنید با دانشجویان
زبانآموزان ESL شما تواناییهای بسیار بیشتری از آنچه در حال حاضر میتوانند به شما در زبان انگلیسی نشان دهند، دارند. داربست زدن، سطح انتظارات را پایین نمیآورد - بلکه پلههای رسیدن به آن را میسازد.
